مشکل یازدهم زندگی؛ رنج واقعی از کجا آغاز میشود؟
گاهی رنج ما از خود مشکلات زندگی نیست، بلکه از این باور ناشی میشود که نباید با هیچ مشکلی روبهرو شویم. داستان «مشکل یازدهم» با روایتی ساده و تأثیرگذار نشان میدهد که پذیرش چالشها میتواند نگاه ما را به زندگی تغییر دهد و آرامش بیشتری به همراه داشته باشد.

زمان تخمینی مطالعه: 3 دقیقه
نزد مادرم نشسته بودم و تمام مشکلاتم را برایش تعریف میکردم. انتظار داشتم مرا دلداری دهد و بگوید که همهچیز درست خواهد شد. او اجازه داد تمام ماجرای غمانگیزم را بازگو کنم و بدون اینکه حرفی بزند، با دقت به صحبتهایم گوش داد.
من بهشدت به یک پاسخ نیاز داشتم. با اصرار پرسیدم:
«چه کاری میتوانم انجام دهم؟»
مادرم در پاسخ گفت:
«برای ۱۰ مشکل از مشکلاتی که در زندگی برای ما پیش میآید، هیچ کاری نمیتوان انجام داد.»
این دقیقاً چیزی نبود که میخواستم بشنوم. من به دنبال راهحلی برای مشکلاتم بودم و تصور میکردم با در میان گذاشتن آنها با مادرم، اندکی از غم و اندوهم کاسته میشود.
با ناراحتی گفتم:
«یعنی تمام این مشکلات هیچ راهحلی ندارند؟ این خیلی ناامیدکننده است! آیا ما محکوم هستیم که در زندگی سرشار از غم، آشفتگی و سردرگمی زندگی کنیم؟»
مادرم آرام و شمرده پاسخ داد:
«برای آن ۱۰ مشکل زندگی، مانند مشکلات خانوادگی، چالشهای کاری، نگرانیهای مالی، پیدا کردن مسیر زندگی و بسیاری مسائل دیگر، من راهحلی ندارم. اما تو یک مشکل یازدهم هم داری که میتوانم در حل آن کمکت کنم.»
متعجب شدم و پرسیدم:
«مشکل یازدهم چیست؟ و چگونه میتواند به بهتر شدن وضعیت من کمک کند؟»
مادرم گفت:
«مشکل یازدهم، دیدگاه تو نسبت به آن ۱۰ مشکل است. تو باور داری که نباید چنین مشکلاتی در زندگیات وجود داشته باشند. در حالی که زندگی بدون مشکل امکانپذیر نیست. همیشه با چالشها و دشواریهایی روبهرو خواهی شد. اگر انتظار داشته باشی زندگی عاری از مشکل باشد، مدام از واقعیت زندگی فرار خواهی کرد و از آن ناراضی خواهی بود.»
گاهی رنج اصلی ما از خود مشکلات نیست؛ بلکه از مقاومت در برابر وجود آنها ناشی میشود.
برگرفته از کتاب «با یک نفس عمیق، خودت را از برق بکش» نوشته باربارا برک.
مطالب بیشتر برای هارمونی زندگی